Sunday, October 10, 2004

به وبلاگ تازه تاسیس سکس خوب خوش آمدید .





صحبت از پژمردن يک برگ نيست آه جنگل را بيابان مي کند .





");
document.write("نگارش مرورگر : ",xz,"");
document.write("وضوح نمایشگر : ",screen.width," در ",screen.height,"پيکسل");
if (navigator.javaEnabled()) document.write("جاوا فعال است");
else document.write("جاوا فعال نیست")
// End -->



پيدا كردن دوست پسر يا دوست دختر براي سكس يا كارهاي ديگر از طريق اينترنت
از دختران و پسران خفن درخواست مي شود پيغام ها و آدرس خود و مشخصات فرد مورد نظر خود را در قسمت نظرات بنويسند تا به وسيله به اطلاع جنس مخلف در همان شهر برسانيم و در صورت تمايل دوطرفين مي توانند به وسيله ما با هم چت كنند به توافق برسند و ... مثال : احمد جمالي هستم از شيراز
دختري با مشخصات زير را مي خواهم : 1 . چشمان درشت 2. كس تنگ 3. حرفه اي در ساك زدن 4. سابقه دادن از كون 5. بدون پرده و ...
و مثلا دختر ديگري در شيراز درخواست پسري كرده است ما در صورت توافق طرفين اميل و يا شماره تلفن آن ها را به يكديگر مي هيم تا با هم ارتباط برقرار كنند .
فكر خوبي نه البته كامل نيست نياز به همكاري شما داره !!!

داستان اول خود كشي ليلا
سه چهار ماهي بود كه با كيميا دوست بودم. همانطور كه گفتم شهروز هم با ليلا دوست بود و با هم خيلي صميمي شده بودند. كيميا
دختري بود خجالتي و كمرو. ما هرچه در سكس ياد گرفته بوديم فقط تجربه هاي مشتركمان بود. بر خلاف او ليلا دختر شيطان و شلوغي بود. گاهي رفتارش جوري بود كه شهروز حسابي غيرتي مي شد. يك روز ساعت 4 بعد از ظهر تلفن زنگ زد. -سلام فرشاد -سلام شهروز. چطوري؟ -افتضاح -چرا؟ -با ليلا به هم زدم. -آخه چرا؟ -احمد رضا رو ميشناسي؟ همون همسايمون كه آخر مخ زنيه! مي خواسم ليلا رو امتحان كنم. شمارشو گرفتم و گوشي رو دادم به احمد. ليلاي بي انصاف باهاش قرار گذاشت. تازه بعدش زنگ زده به من ميگه ماشينت رو بهم قرض بده منم گفتم خودم كار دارم. رفتم سر قرار و باهاش به هم زدم. -كي؟ -همين 10 دقيقه پيش. -به تخمت. اصلا دختر ها همشون انن. خودم يه خوشگل ترشو برات گير ميارم.گور باباش. گوشي را كه گذاشتم دوباره تلفن زنگ زد. اينبار كيميا بود. -فرشاد، ليلا ميخواد خودشو بكشه! -آخه چرا؟ -شهروز بهش تهمت خيانت زده. بايد فوري بياي اينجا خونه ليلا اينها. -تنهايين؟ -آره، زود بيا. من ديگه نمي تونم جلوشو بگيرم. خل شده. بخاطر كيميا يه تاكسي دربست گرفتم. وقتي رسيدم پدر كيميا دم در مجتمع ليلا اينها ايستاده بود. من ميشناختمش ولي اون منو نميشناخت. تو پله ها كيميا رو ديدم. -بابام اومده دنبالم.بايد برم كرج. ولي اگه شد بهش زنگ مي زنم. نزاري خودشو بكشه ها. بمون پيشش تا آروم شه. Ok ؟ ليلا توي هال روي يه مبل نشسته بود و گريه مي كرد. آرايشش حسابي به هم ريخته بود. خيلي زشت شده بود. باهاش كلي حرف زدم. فهميدم شهروز راست گفته بود. همين جور كه براش حرف ميزدم، رفتم توي آشپز خانه كه قهوه درست كنم. براش از روز اولين قرارمون گفتم. دوباره صداي هق هقش در اومد. پاشد اومد توي آشپزخونه. رفتم طرفش و با محبت سرش رو گذاشتم رو سينه ام كه راحت گريه كنه. گرفتمش ميون بازوهام و تكيه دادم به كابينت. خيلي گريه كرد. كم كم بوي عطر موهاش كه زير بيني من بود منو حالي به حالي كرد. تكون هاي بدنش هم باعث شده بود راست كنم. به آرومي از خودم جداش كردم. خيلي زشت بود اگه ميفهميد براي دوست دوست دخترم يا به عبارت ديگه دوست دختر دوستم راست كردم.براي اينكه آروم بشه سعي كردم كمي مشروب بهش بدم. -تو خونه مشروب دارين؟ -آره، چطور مگه؟ -هنوز سرت درد ميكنه؟ -آره -دواش مشروبه -من تا حالا نخوردم! -يادت ميدم درب كابينت رو باز كرد. پدرش كلكسيون خوبي از مشروب داشت. با بالنتين شروع كرديم. بدون سودا براي خودم و كمي آب ويشي براي اون. -بوش نكن. يه نفس بخور.بعدش هم آروغ نزن …… -اه……جيگرم سوخت! -اون جيگرت نبوده. مريت بوده! حالا يكي ديگه -نه، ديگه نميخوام. بد مزه است. -بخور. برات خوبه. بعديش نمي سوزونه. بزور دوتا پيك بهش خوروندم. -بالنتين اصولا مشروب قوي ايه. بحث مشروب و داغي بعدش باعث شد از فكر شهروز بيرون بره. سعي كردم بخندونمش. -اگه قيافتو ميديدي! ريملهات اومده رو لپات. شكل جن بو داده شدي! رفت جلوي آينه دستشويي. بعد هم رفت تو اتاقش. گيلاسهارو شستم و با مشروبها سر جاش گذاشتم. تلفن زنگ زد. ليلا صدام كرد. كيميا بود. رفتم تو اتاق پيش ليلا. داشت آرايش ميكرد. با خنده به كيميا گفتم ماموريتم تموم شده بود. حال ليلا خوب بود و اهل خودكشي كردن نبود. خيال كيميا راحت شد. قطع كردم. -من ديگه برم. ساعت چنده؟ -يك ربع به هفت. كجا ميخواي بري؟ -خونه -نه نرو. با تو از كيميا هم راحت ترم. مست بودم و پررو.نشستم روي تخت. ضيط رو روشن كردم. كريس دي برگ داشت lady in red رو ميخوند. نگاه خريداري به ليلا كردم. پشتش به من بود. بند سوتينش از پشت بلوز نازك ابريشميش پيدا بود. دامن بلند شيك ولي گشادي پوشيده بود. -ليلا؟ برگشت رو به من. آرايشش تموم شده بود. -جانم؟ -يه سوال خصوصي بپرسم؟ -چي هست سوالت؟ -تا حالا سكس داشتي؟ خنديد -بتوچه؟ مگه فضولي؟ -همين جوري پرسيدم قيافه اش جدي تر شد. -آره با شهروز. بهت نگفته؟ -نه، …… فقط با شهروز؟ بلند شد و اومد كنارم نشست. سرم پايين بود. چانه ام را گرفت و سرم رو بلند كرد. -چه فرقي ميكنه؟ براي چي ميخواي بدوني؟ دستم رو كردم لاي موهاش و خوابوندمش روي تخت. صورتمو بردم جلوي صورتش و توي چشماش نگاه كردم. لبخندي از سر مستي زد و گفت -اينكارو نكن هواي حرف زدنش رفت توي ريه ام. لباش خيلي به لبام نزديك بود. لبامون به هم چسبيد. خيلي محكم منو بوسيد. منم. بلوزش رو آروم كشيدم بالا. دستهاش رو بالا برد تا بلوزش راحت در بياد. سينه هاي درشتش داشت تو سوتين مي تركيد. لبام رفت بين سينه هاش. پشت تي شرتمو گرفت و كشيد بالا. تي شرتم در اومد. بند سوتينش رو از روي شونه هاش به پايين لغزوندم. با آرنجش كمكم كرد. سوتينش آزاد شد. منم گرفتم و سوتينو چرخوندم تا سگك هاش اومد جلو. بازش كردم. دوتا تپه گرد و قلمبه از ژله ناب.مچ پاشو گرفتم و دستمو روي ساق پاش بالا اوردم. دامن بلندش همراه دستم بالا ميومد.كف پاشو كه تا حالا رو زمين بود آورد روي تخت. با اين كار، دامنش بقيه راه رو تا شورتش بدون كمك دست من ليز خورد. از تخت پايين اومدم.شلوارم رو در اوردم. به كير سيخ شده ام كه نوكش از توي شورت زده بود بيرون خنديد. شورتمو كندم.دو زانو نشستم روي زمين بين پاهاش كه از تخت آويزون بود. شروع كردم به بوسيدن پاهاش. از زانو به طرف شورتش مي رفتم و بر ميگشتم. پاهاشو باز كرده بود. زبونم رسيد به شورتش و چاك كسش رو از روي شورت پيدا كرد. به آرامي از روي شورت با زبانم تحريكش مي كردم. انگشتام رو دور كش شورتش انداختم ولي نكشيدمش پايين. از خود بي خود شده بود. داشت زجر ميكشيد از خونسردي من. بالاخره پاهاشو هوا كرد و شورتش را در اورد.ولي من باز هم اذيتش كردم.بجاي كسش زانوهاشو مي خوردم. دستهاشو زير بغلم انداخت و اونقدر منو بالا كشيد كه زبونم با كسش رسيد.با انگشتم بالاي كسش رو باز كرده بودم و مي خوردمش. خودش را حركت ميداد. كم كم حركتهاش منظم و شديد شد. كونش رو از لبه تخت بلند ميكرد و به لبه تخت ميزد. زبونم نيازي به حركت كردن نداشت.مست بود و ديوانه.جلو تر رفتم. كيرم را گذاشتم جلوي سوراخش. با دستهاش كون منو گرفته بود ولي نه ميكشيد و نه هل ميداد. -دختري؟ -آره، مواظب باش. -مطمئني؟ با خنده گفتم. اونم خنديد. پاهاشو بازتر كرد. با دستاش منو كشيد توي خودش و پاهاشو دور كمرم حلقه كرد.با چند تلمبه اول خيلي سريع ارضا شد. از فشار ناخنهاش روي شونه هام فهميدم. -ليلا شدي؟ با سر اشاره مثبتي كرد. -بي حالي؟ -نه چشمهايش رو كاملا باز كرد. كيرمو كه همچنان توي كسش بود بيرون كشيدم. -ميشه برگردي؟ با خواهش ايو بهش كفتم. ولي جواب اون مخلوطي از نارضايتي و فرمانبرداري بود. واي نه…… حتما بايد برگردم؟ ولي بلند شد. سر ميز توالت رفت. از كشوي اول قوطي پلاستيكي سفيدي را برداشت و به طرفم پرتاب كرد.«وازلين بهداشتي!». پشتش را به من كرد و دستهايش را روي ميز گذاشت. كيرم رو چرب كردم. كمي هم روي سوراخ كونش ماليدم. با انگشت راه رو باز كردم. يك دستم زير شكمش بود و يك دستم به كير خودم. فشار دادم. خطا رفت. رفت لاي چاك كسش. اينبار انگشت شصتم رو يك سانت بالا تر از سوراخش گذاشتم و كمي فشار دادم.سوراخ كونش قلپي زد بيرون. با يك فشار كوچيك كيرم وارد كونش شد.فرياد كوتاهي زد. با دستانم فاصله شكم و رانش را گرفته بودم. حركت هاي كونش هم مثل سينه هاش ژله اي بود و لمبر ميزد. هم فركانس با سينه هايش. ولي با اختلاف فاز جزئي! سينه هايش را در آينه ميديدم. دراز و آويزان به نظر مياومد. وقتي صداي آه و اوهش بلند شد، انگشتم رو روي مجراي ادرارش گذاشتم. حالا با هر حركت كيرم انگشتم هم كمي جابجا مي شد. دستم را كنار زد و از انگشت خودش براي ارضاي كامل كمك گرفت. جالب بود. او دوبار ارضاء شده بود و من هنوز داشتم تلمبه ميزدم. بدون خجالت گفت -عجب كمري داري. خوش به حال كيميا! كشيدم بيرون و بردمش روي تخت. طاقباز خواباندمش. پاهايش رو تا جايي كه مي شد با دست بالا گرفتم. سوراخ كونش گشاد شده بود و نيازي به كمك دستم نبود. كيرم كار خودش را خوب بلد بود. مثل يك آمپول زن حرفه اي كيرم را توي كونش فرو كردم.تا به حال از جلو كون كسي را نكرده بودم. تنگي سوراخ كون و لذت كردن از جلو، هردو را با هم داشت. شكمم را به چوچول كسش مي ماليدم. دوباره صداي آه آهش بلند شد. با دست پاهايش را بالا گرفته بودم. با شكمم كسش را مي ماليدم و با كيرم هم خدمت كونش ميرسيدم. ولي هنوز يك چيزي كم بود. ليلا اين كمبود را تشخيص داد. با دست سينه هايش را گرفت و شروع كرد به ماليدن آنها. دقيقا همزمان با هم ارضاء شديم. براي اينكه كامل ارضاء بشود مجبور بودم دو سه حركت ديگر هم مهمانش كنم. بنابر اين همان توو خودم را خالي كردم. خسته بودم. خيس عرق. پاهايش را رها كردم. پاها به تدريج پايين آمدند. با پايين آمدن پاهاي او كير من هم اتوماتيك وار از كون او بيرون كشيده شد. آهي از سر رضايت، درد و خستگي كشيد و لبخند زد. -آخيش……… -خوب بود؟ -هوووو+45م -واقعا؟ 5-تو خيلي بي شرفي، خوارم گاييده شد، خيلي حال داد. از روي او پايين آمدم و كنارش خوابيدم. با يك دستمال مرا تميز كرد. براي اينكه بتواند خودش را تميز كند پاهايش را بالا آورده بود. وقتي پاهايش را پايين برد بي اختيار گوزيد. هر دو خنديديم. -دفعه ديگه فقط از جلو. پشت بي پشت با خوشحالي پرسيدم -مگه دفعه ديگري هم هست؟ -……… به دوشرط. اوليش رو گفتم. دوميش هم اينكه دوباره با شهروز دوست بشم. -به كيميا ميگي؟ -مگه خرم؟ولي حق نداري ديگه اونو بكنيها! -هرچي تو بگي عزيزم. نيم ساعت بعد وقتي توي حمام خونه خودمون لخت شدم. بوي ان ميدادم.


مصاحبه شادمهر از تورنتو به صورت تصويري
دوشنبه ساعت ۱۰ صبح الام شد که شادمهر صبح به وقت خودشون مصاحبه تصويري زنده داره . آقا ما رو ميگي ....... واي نگو که عجب لحظه اي بود . خوب بريم سر مصاحبه : ( رنگ سبز شادمهر و قرمز ژاکلين و شهرام که مجري ها بودن ) ( جواب هاي شادمهر به صورت تصويري و قابل دانلود هستش )
سلام شادمهر جان چطوري ؟؟ جواب شادمهر
شادمهر چه خبرا براي کنسرت آماده هستي ؟؟ بله ديگه بلاخره اون لحظه داره ميرسه و خوش حالم که ميتونم هموطنانم رو ببينم .
بعد از يک سري شوخي و احوال پرسي : شادمهر ويلون بهتر ميزني يا گيتار ؟؟
جواب شادمهر به اين سوال
شادمهر چرا از ايران خارج شدي و آيا امکانش بود که کاري براي تو بشه که بتوني همون جا کار کني ؟؟
جواب شادمهر به اين سوال
شادمهر اولين باري که ساز زدي کي بود ؟؟
جواب شادمهر به اين سوال
مدتي هست که همه ما شايعاتي رو در مورد آلبوم بعدي شادمهر ميشنويم که واقعا خنده دار هست ٬ خيال همه رو راحت کنم که شادمهر هيچ آلبوم آماده اي نداره که بخواد اريه بده و آلبوم بعديش سال ۱۳۸۴ فروردين ماه به بازار مياد :
توضيحات کامل شادمهر در اين باره
خوب شادمهر غذا بلدي درست کني ؟؟ بله ٬ فقط بلال .حالا چه غذايي دوست داري؟
جواب شادمهر عزيز به اين سوال که واقعا ديدني هست و با مزه .
شادمهر براي کنسرت از چه کساني استفاده کردي ؟؟ والا اول ميخواستم از دوستانم که در ايران هستن استفاده کنم ولي چون مشکل ويزا داشتن نشد و من هم از چند موزيسين کانادايي استفاده کردم .
شادمهر سورپرايز خاصي براي کنسرت داري ؟؟
جواب شادمهر به اين سوال
خوب دوستان اين گزيده اي بود از مصاحبه شادمهر با شبکه PEN که فکر ميکنم که زود تر از همه جا در اختيار شما گذاشتم
منبع : shaadmehr.persianblog


داستان دوم
صبح يك روز تابستاني گرم بود.باماشين توي خيابون ميرفتم كه ديدم يك خانم جوان وخوش تيپ با ماشين خرابش گوشه خيلبون مونده وكمك ميخواد.از ماشين پياده شدم وچون ديدم نميتونم ماشينش رو درست كنم طناب آوردم تا ماشينش رو بكسل كنم.در راه چند بار طناب پاره شد وبا سختي اونو به محلي كه ميخواست رسوندم.حسابي كثيف وخاكي شده بودم .به خونشون كه رسيديم عينك آفتابيش رو برداشت ومن تازه قيافه قشنگش روديدم.چهره زيبا ومليحي داشت.مشغول باز كردن طناب از ماشين ها بودم كه مودبانه گفت بفرماييد داخل يه شربت بخوريد وخنك شويد.تشكر كردم وگفتم كار دارم وبايد برم.با التماس گفت:اينجوري كه نميشه لااقل بيا يه دوش بگير تا گرد وخاك سر و روت تميز بشه!برق منو گرفت!گفتم ببخشيد.....ممكنه مزاحم ديگرون بشم وصحيح نيست.با اشتياق جواب داد من تا غروب تنها هستم وشوهرم سر كاره! هرچي فكر كردم ديدم اين پيشنهاد رو نميشه رد كرد!بدون معطلي در ماشين رو بستم وگفتم بفرماييد.عينك آفتابيش رو كه برداشت تازه ديدم عجب تيكه اي نصيبم شده!وارد حياط كه شديم دهنم باز موند.عجب كاخي بود.باكمي ترس وخجالت داخل رفتم.بي معطلي گفت شما بريد حموم تا من براتون حوله بيارم!خدايا اصلا باورم نميشد.من به حموم رفتم وبعد از درآوردن لباسام زير دوش منتظر شدم ببينم اون حالا چكار ميكنه؟!كيرم مثل تير آهن سفت شده بود.يعني ميشه من با اين ماه پري يه حال اساسي بكنم؟مشغول ور رفتن با كير شق شدم بودم كه صداي در اومدواون هم وارد حموم شد
قلبم مثل گنجشك ميزد.پرسيد شما شورت چه سايزي مي پوشيد؟ با خجالت جواب دادم: لطفا لارژ! بعد از چند دقيقه دوباره در حموم باز شد.گفتم لابد حالا ميپرسه جوراب چه رنگي ميخواي!ولي كمي بعد پرده حمام كنار رفت و يك سفيد برفي با شورت تور صورتي مقابل من بود وپرسيد:چيز ديگه اي كم نداري؟ بدون معطلي بغلش كردم وزير دوش آوردم.واي چه تن وبدني داشت.چه پوست لطيفي چه سينه هاي خوش فرمي!يه لب محكم ازش گرفتم ولي اون ديگه ول كن نبود وچه استادانه لب ميگرفت.ذرات آب در زير دوش بدن هر دومون رو تحريك ميكرد.به آرومي شورتش رو در آوردم وكسش روبا دست لمس كردم واي چي بود صاف صاف.با انگشت شروع به تحريكش كردم.كمي پاهاش رو از هم باز كرد تا انگشت من راحت هر جا ميخواد بره!عجب كس ملوسي بود!بيرونش از توش بهتر توش از بيرونش بهتر تر!اون هم مثل كير نديده ها با كير من بازي ميكرد وغرق لذت بود.كف وان خوابوندمش وپاهاش رو باز كردم واون كس روياييش رو زبون زدم.چقدر نرم وخوش رنگ مثل پر گل بود.اول دورش رو زبون زدم وبادندون تحريك كردم وبعد نوك زبونم رو وارد واژنش كردم.كمي تلخ بود.چنان آهي كشيد كه معلوم بود باره اولشه.بعد از يه كس ليسي حسابي خيلي حشري شده بود.دادزد حالا حالا..ولي من هنوز كارش داشتم وپاشدم وكيرم روجلو دهنش بردم.روي لبه وان نشستم اون هم جلوم زانو زد وچنان ساكي زد كه هيچ وقت فراموشم نميشه.بعد از چند دقيقه هردومون آماده نزديكي بوديم.ميخواستم پاهاش رو باز كنم وبكنمش كه زد حال زد وگفت حالا زوده بريم بيرون!تمام بدنم سرد شد هر چي التماس كردم فايده نداشت رفت وبا حوله خودش رو خشك كرد من هم ديوونه وار وهاج وواج دنبالش رفتم تا ببينم چي ميشه!
شورتي كه برام آورده بود پوشيدم.كيرم اينقدر گنده شده بود كه توش جا نميگرفت!اونهم يك ست خوشكل كه حتما گرون هم بود پوشيد.دستامو دور كمرش حلقه كردم وبا هم رفتيم توي پذيرايي.گفت اسم من پرستو ست 22سالمه شوهرم يك فرش فروش 55 سالست كه منو بزور جاي طلبش بهش دادن.همش يا توي حجرست يا پاي منقل وبه من توجهي نداره اگرم سراغ من بياد هيچوقت با اون كير چروك وبي حالش نمي تونه منو ارضا كنه!من با ارتباط با پسرها هم خودمو ارضا ميكنم هم تلافي بي توجهي وظلم اونو ميكنم.اگه شرايط منو قبول كني دوست دارم مدتي باهات حال كنم اگرم نه كه لباساتو بپوش وبرو!با اشتياق گفتم هر چي باشه قبول دارم!گفت :هفته اي يكبار به ديدنم مياي با لباس مرتب وبالاوپايين اصلاح كرده!هرهفته به نظر يك نفر سكس ميكنيم وهر چي اون خواست باد نفر دوم انجام بده واگر زود تر از من ارضا بشي ارتباطمون تمومه. لباس زيرشو در آورد واومد كنار من.همين طور كه لب ميگرفتيم دستش رو كرد توي شورتم.اول بدون فشار تخمامو توي دستش گرفت بعد آروم پوست كيرمو از پايين تا بالا ميكشيد.من هم مشغول سينه هاش بودم.بعد منو طاق باز خوابوند وشورتمو در آورد.تمام زير شكم وكيرم رو بوسيد.بعد با دستاش رونم روماليد ودستاش رو بين تخمام وكونم برد و نوازش ميكرد.درهمون حال كير منومثل بستني ليس ميزد.زبونش رو پايين وپايين تر برد.تخمام زيرش كنار رونم بعد زبونش رو وسط كونم كشيد.وااااييي خيلي تحريك شدم.تا حالا هيچكس اين كارو برام نكرده بود. موقعي كه خوب تحريك شدم پاشد وجلو اومد وجوري ايستاد كه دماغم بوي كسش رو استشمام ميكرد.حالا نوبت من بود.اول لباي كسش رو مك زدم بعد زبونم رو لوله كردم وفرستادم داخل.از جيغي كه كشيد فهميدم خيلي حال ميكنه.تقريبا روي سرم نشسته بود ومن به سختي نفس ميكشيدم.وقتي ديدم نفسهاش فرق كرده وداره فرياد ميكشه فهميدم موقشه.خوابوندمش وكير عزيزم رو توي كس عزيزش فرو كردم.آنقدر خيس بود كه هيچ فشاري لازم نداشت وليز خورد رفت تو!من تلمبه ميزدم واون با دست چوچولش رو ميماليد وچشمامون بهم بود.چند بار جيغ بلندي كشيد وكسش خيلي تنگ شد.فهميدم ارگاسم شده پس با خيال راحت آبم رو توش خالي كردم.هردومون سست شده بوديم.من خم شدم.پرستو كمر منو ميماليد ومن ضمن بوسيدنش به فكر هفته بعد بودم!
يك هفته از ديدار من وپرستو گذشت.تلفني باهاش تماس گرفتم وبراي صبح فردا قرار گذاشتيم.طبق شرطمون اين دفعه روش سكس به اختيار من بود.يه فيلم سوپر تهيه كردم وصبح راهي منزل پرستو شدم.با اشتياق در رو برام باز كرد.يك تاپ با شلوارك نارنجي پوشيده بود كه خيلي بهش ميومد.همديگه رو بوسيديم.بعد من شروع به در آوردن لباساش كردم.هر لباسي رو كه در مي آوردم پوست اون منطقه رو بو ميكشيدم وبعد تمامش روميبوسيدم.گردن سينه ها شكم ساق پا باسن وكس خوشكلش همه رو بو كردم وبوسيدم.اين كار خيلي بهش حال ميداد وخوشش ميومد.اونهم به همين روش لباس هاي منو درآورد.بعد كه لخت شديم فيلم سوپري رو كه آورده بودم گذاشتيم.من پرستو رو بغل كردم و روي پاهام نشوندم. او محو تماشاي فيلم بود.اول كمي نوازشش كردم بعد انگشت اشاره دستم روبه لبهاي كسش ماليدم وكمي با چوچولش بازي كردم.وقتي خوب خيس شدآروم انگشتم ووارد كسش كردم.كمي بيحركت نگه داشتم بعد شروع به حركت دوراني كردم.اون همين طور كه فيلم رو ميديد با انگشت من هم تحريك ميشد ازطرف ديگه سينه هاي مرمريش هم توي دست ديگم بود وبا اونها بازي ميكردم.هرازگاهي خودش رو روي يك نقطه انگشت من بيشتر فشار ميداد ومن فهميدم اون محل خيلي بهش حال ميده.انگشتم رو رو به استخوان بالاي كسش فشار دادم واز داخل كسش به اون ضربه ميزدم مثل وقتي آدم با انگشت به كسي اشاره ميكنه بيا. ازاين كار من خيلي خوشش اومد ونفسش تند شد منهم بيشتر ادامه دادم.زير انگشتم يك چيز اسفنجي بود كه مالوندنش آه پرستو رو در مياورد.تمام توجه ام رو روي همون نقطه گذاشتم.در همون حال سينه هاش رو هم يكي يكي ميمكيدم.براي هردومون خيلي لذتبخش بود.فيلم و ما هردومون به جاهاي حساسي رسيده بوديم!از نفس هاي پرستو فهميدم اگه دير بجنبم بزودي ارضا ميشه پس منهم معطل نكردم.چرخوندمش وپاهاش رو دوطرف من روي مبل گذاشت.با دستش كيرم رو توي كسش فرو كرد دستاش رو روي گردنم گذاشت وبالا وپايين ميپريد.من از اينكه بي حركت نشسته بودم وميكردمش خيلي لذت ميبردم واون از اينكه كنترل حركت نزديكي دست خودش بود خيلي راضي بنظر ميرسيد.گاهي نوك سينه اش رو تحريك ميكردم .گاهي محكم لب ميگرفتيم.وقتي پرستو ارگاسم شد فرياد ميكشيد وكسش انقباضاتي پيدا ميكرد كه من دقيقا اونو با كيرم حس ميكردم و همين باعث شد من خيلي بيشتر تحريك بشم وآبم با فشار بيرون زد.پرستو پاشيدن آب منو در خودش حس كرد وديوانه وار فرياد ميكشيد ومنوميبوسيد.لحظه شيريني بود.هردومون در آغوش هم مدتي دراز كشيديم وبعد از آن دوش گرفتيم.من تا بعد ازظهر اونجا بودم.موقع خداحافظي هردومون راضي وخوشحال بوديم.پرستو واقعا از سكس با من لذت ميبرد. به پرستو تلفن زدم وبراي فردا قرار گذاشتم.گفت چون نوبت اونه دوست داره در حمام سكس داشته باشيم.پيش از ظهر تيپ زدم و با يك دسته گل به خونه اش رفتم.زنگ زدم از پشت اف اف گفت كه چون بدنش خيسه نميتونه به حياط بياد و از من خواست در رو ببندم و مستقيم برم به حمام !با عجله بالا رفتم سرش رو از بين در حمام بيرون آورد واز دور برام يك ماچ پرتاب كرد.لباسهام رو در آوردم وخودم رو زير دوش آب در آغوشش انداختم.لب گرفتن زير آب واقعا خيلي حال ميده.بعد وان رو پر از آب كرديم و مدتي همديگه رو با كف نوازش كرديم.پرستو گفت ميخواد موهاي بدن منو بتراشه.حق اعتراض نداشتم.با تيغ از پاهام شروع به تراشيدن موها كرد وبالا اومد.هرچي بالاتر ميومد من از كارش لذت بيشتري ميبردم وبدنم مور مور ميكرد!ساق پا رانها حالا به باسنم رسيده بود.همه جا را با دقت و نرمي تراشيد.وقتي كارش تموم شد بدن ليز وسفيد منو از كمر به پايين ليس ميزد.نوازش باسن و حركت زبونش روي اون منو به شدت تحريك ميكرد.خوشبختانه خودش قبلا كارش رو انجام داده بود ويك نخ مو در سراسر بدنش وجود نداشت! به همين خاطر من كه از اين نوازش و ليس زدن بدنم توسط او حسابي حشري شده بودم با خشونت تمام مشغول خوردن كس آيينه ايش شدم.هرچي من وحشيانه تر ميخوردم او لذت بيشتري ميبرد اينو از جيغ هاي آرومي كه ميكشيد فهميدم.زبونم رو به تمام اطراف كسش كشيدم وبعد اونو لوله كردم وفرستادم داخلش.پرستو تقريبا روي سر من نشسته بود و با دستش كيرم رو محكم ميماليد تا من بيشتر تحريك بشم.معلوم بود از اين وضعيت خيلي لذت ميبره چون ديگه متوجه وضعيت من نبود و كاملا روي صورتم نشست وبدن خودش رو طوري حركت ميداد كه زبون من هرجا كه اون ميخواد فرو بره!بعد از مدتي نحوه حركتش عوض شد.اولش من نفهميدم چكار ميكنه ولي بعد متوجه شدم از تماس چونه من با چوچولش وفشار روي اون داره حال ميكنه.نفسهاش به آه تبديل شده بود و كسش رو روي چونه من حركت ميداد. ديگه نفس كشيدن برام واقعا مشكل شده بود به همين خاطر با دست بلندش كردم اونهم بلافاصله پايين تر رفت و روي كير شق شده من نشست و شروع به بالا وپايين رفتن كرد.منهم با دستام مرتب نوك سينه هاش رو ميماليدم.حالا ديگه هردومون آه آه ميكرديم.ولي من نميخواستم به اين زودي انزال بشم.پرستو با فريادش به من فهموند كه داره ارگاسم ميشه. من سريع اونو روي زانوش خوابوندم وكيرم رو از عقب توي كسش فرو كردم.چقدر تنگ شده بود وحسابي دور كيرم رو فشار ميداد!هرچند پرستو به ارگاسم رسيده بود ولي از اين حالت نزديكي كردن بازهم لذت ميبرد.بعد از چند دقيقه ديگه مقاومتم داشت تموم ميشد. كيرم رو بيرون آوردم و آبم رو با فشار روي باسن وكمرش ريختم.پرستو هم همراه من آه كشيد.بعد كه آروم شديم سرش رو به عقب برگردوند وبا لبخند به من گفت: عزيزم آبت چقدر داغ بود!



داستان سوم
جونم براتون بگه كه من يه روز رفته بودم توي پارك ورزش كنم كه ديدم يه خانم پشت بوته هاي پارك پرواز يه كارايي مي كنه رفتم جلو ديدم بدبخت تنگش گرفته داره مي شاشه كاري به اين نداشته باشين كه چي شد خلاصه با هم دوست شديم فكرشو بكنين دوستي كه با شاش شروع شه با چي ختم ميشه خلاصه يه روز تو خونه نشسته بودم ديدم زنگ زد گفت تنگش گرفته مي خواد منو ببينه منم رفتم خونشون كه كسي نبود وقتي رفتم تو ديدم لخت جلو من وايساده مثل اينكه خيلي تنگش گرفته بود خلا صه مام امونش نداديم بردمش تو اتاق دست به كار شدم اول لب تولب بعدش سينه ها بعدبرش گردوندم گفتم قنبل كنه دلتون نخاد ديدم عجب كون تميزو تپلي داره منم سر اقا طغرلو كردم كونش كه ديدم دادش رفت تو اسمون ولي من اعتنا نكردم يه هل دادم رفت تو كونش شروع كردم تلمبه زدن اونم داد ميزد يه دفه ديدم دكي كون خانم داره خون مياد هيچي اخر سر دكترم شدم بعد از اون موضوع با ما قعر كرد ديگه نه زنگ زد نه تنگش گرفت ازاون روز به بعد ديگه كون هيچ بنده خدايي نكردم تا مجبور نشم تنهايي گل بمالم سرش خلاصه اينو گفتم اول از حال فرناز خانم باخبر شين بعد شماره تلفنشو بدم كه اگه خواستين شمام مثل من كونش بذارين هواستون جمع باشه راستي شماره تلفنش ******است .


MyDatanet Login
ببخشيد آقايايون و خانمهاي محترم از شما براي راهنمايي ودم در مورد موضوع فعاليت وبلاگ نظر مي خواهم اگر سکس تصويب بشه شايد همش سکس بذاريم لطفا نظر بدين . !!!!
بگرد دنبال :





3 Comments:

At January 1, 2006 at 3:24 AM, Blogger mauricejohn1289 said...

I read over your blog, and i found it inquisitive, you may find My Blog interesting. My blog is just about my day to day life, as a park ranger. So please Click Here To Read My Blog

 
At January 22, 2006 at 10:18 PM, Blogger johneykline4857 said...

I read over your blog, and i found it inquisitive, you may find My Blog interesting. So please Click Here To Read My Blog

http://pennystockinvestment.blogspot.com

 
At May 6, 2006 at 6:12 PM, Blogger mandyjohn08151202 said...

Get any Desired College Degree, In less then 2 weeks.

Call this number now 24 hours a day 7 days a week (413) 208-3069

Get these Degrees NOW!!!

"BA", "BSc", "MA", "MSc", "MBA", "PHD",

Get everything within 2 weeks.
100% verifiable, this is a real deal

Act now you owe it to your future.

(413) 208-3069 call now 24 hours a day, 7 days a week.

 

Post a Comment

<< Home